..من کوچولو..
|
140 ¤
مثل يک سيب...معلقم در هوا... هزار تاب ميخورم اما... فرود نمي آيم !!!! 139 ¤
ببین دلم سنگ شده...بس که برات تنگ شده
خبر داری؟! 138 ¤
:) :( 137 ¤
منم... انسان... اشرف مخلوقات تو. منم ... همان که دمیدی...روحت را در من... مرا که دوست نمیداری... روحت را چه؟ محبتش نمیکنی؟ سراغش را نمیگیری؟ آهااااای...منم اشرف مخلوقات...خالقم میشنوی؟! !من با تو ام!! تو با منی؟! 136 ¤
جنس نگاهت از شيشه بود و آب و آيينه... چگونه اينهمه از سنگ شدي ، نميدانم
پ.ن: چرا!؟ :((
135 ¤
مثل یک بادکنک تنها که مال کسی نیست اونقدر بالا میرم تا آخرش بترکم پ.ن: اینهمه بادم نکن...اینجوریشم بالا میرم!!! 134 ¤
تو به فکر گل سرخي، وچقدر غم اين منزل ويرانه به ابعاد زمان نزديک است
133 ¤
در دلم عطر هزاران ياس بود!!!ا
پ.ن : :( 132 ¤
،ترو خدا به من نگو نگو که از سنگ است 131 ¤
من ديدم
پهلواني در سايه...بادبادک بازي ميکرد... ديوار از درد به خود ميلرزيد... آمبولانس ها از جيغ تو بيهوش ميشدند من ديدم...دخترک در جوي آب راه ميرفت... پرنده بالهايش را ميچيد مار بدور درخت سيب ميپيچيد سيب قرمز ميشد...مار رنگ ميباخت بکش مرا ... بکش ما را ¤
بکش مرا بکش مارا اندیشه ام را افکارم را عقایدم را نمیتوانی بکشی با افکارم....تورا خواهم کشت....زورگو
130 ¤
سبز سبزم موج موجم گرم گرمم شور شورم مست مستم تغییر میکنیم...اصلاح میشویم...ما میتوانیم درود بر سبز اندیشان و سبز منشان ایران
129 ¤
من گمم خیلی.... آنقدر گم ٫ که تو هم نتوانست پیدایم کند
128 ¤
به خیالت دیگرون شدن عزیز دل ما؟ 127 ¤
تمامم را به تو بخشیدم.... سطر آخرت نا تمام ماند!!!! 126 ¤
دیشب خیالت مخم را گاز میگرفت..... چشم هایم جیغ میزدند!!!! 125 ¤
دلم آنقدر ميخواهد... که بسش است...نميخواهد 124 ¤
امروز هم مثل ديروز گذشت....نيومدي
فردا مياي نه؟!
* اون دنيا که ميگن کجاس؟! 123 ¤
دلم تنگ آنهاییست که هرگز دلتنگم نمیشوند 122 ¤
چشمانت مثل چراغ راهنما میماند.... برق که میزند...یعنی ایست 121 ¤
نگشتم... خودش آمد... نخواستم...خودش رفت.... نمیخواهم...باز میگردد.... نمیخواهم...می رود... میخواهم...نمی ماند... :) جبر بود یا اختیار زندگیم؟ نمیدانم!!!! 120 ¤
پشیمانم.... از تو.... از من٫پشیمان تر دیگر برو...خیالت هم باشد برای خودت.... 119 ¤
آخرش.... آخر ِ آخر رفتی.... آخرش با همه عالم رفتی... آخرش ماندم٫ تنها٫اینجا.... آخرش من آخرش تو آخرش............... ما!!! 118 ¤
چه فکر میکنی؟!
تنهایم؟! نه..منم همیشه با من است....!! 117 ¤
خوب بودم...تو بدم کردی... لبخند به من میفروشید؟ !آااااااااااای 116 ¤
خدا عنايتي کرده است ميدانم که خنده هاي تو قندهاي شيرين است عیدی ¤ هستم... روی دیوار ٫ خانه را میتکانم!!
**سال نو همگی قشنگ...عیدتون رنگارنگ... تو هم بیا من کوچولوی من باش کودک مشنگ. 115 ¤ چاي من گرم بود... بخار داشت مثل درياهاي مه آلودِ قهوه اي! نيامدي...چاي هم سرد شد...دلم سرد تر... سردتر از آن...هواي خيابان!!!! ¤ آهاااااااااااااااااي.... تو که اينهمه دوري از من...منم خودم ميگذرم از فکر تو 114 ¤
کاکتوس من باش کاکتوس من باش کاکتوس من باش تمام دنیایم را فدایت میکنم پ.ن: کجايي...خارهايم دارند پژمرده ميشوند ها 113 ¤
بعضی وقتا دلم میخواد داد بزنم و از ته دل بگم پیشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بیا من رو بخور.... ولی بعد یادم میاد....پیشی که گوشت کلاغ دوست نداره.
|
توضیحات |